فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 442
به جان او که گرم دسترس به جان بودي ، کمينه پيشکش بندگانش آن بودي بگفتمي که بها چيست خاک پايش را ، اگر حيات گران مايه جاودان بودي به بندگي قدش سرو معترف گشتي ، گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودي به خواب نيز نمي بينمش چه جاي وصال ، چو اين نبود و نديديم باري آن بودي اگر دلم نشدي پايبند طره او ، کي اش قرار در اين تيره خاکدان بودي به رخ چو مهر فلک بي نظير آفاق است ، به دل دريغ که يک ذره مهربان بودي درآمدي ز درم کاشکي چو لمعه نور ، که بر دو ديده ما حکم او روان بودي
ز پرده ناله حافظ برون کي افتادي
،
اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودي
تعبیر:
از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را داشته باش و چشم بصیرت داشته باش و سره را از ناسره تشخیص بده. همه ی عوامل برای اینکه به مقصود برسی فراهم است. شک و تردید را از خود دور کن و تصمیمی جدی بگیر.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 154
راهي بزن که آهي بر ساز آن توان زد ، شعري بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن ، گلبانگ سربلندي بر آسمان توان زد قد خميده ما سهلت نمايد اما ، بر چشم دشمنان تير از اين کمان توان زد در خانقه نگنجد اسرار عشقبازي ، جام مي مغانه هم با مغان توان زد درويش را نباشد برگ سراي سلطان ، ماييم و کهنه دلقي کآتش در آن توان زد اهل نظر دو عالم در يک نظر ببازند ، عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد گر دولت وصالت خواهد دري گشودن ، سرها بدين تخيل بر آستان توان زد عشق و شباب و رندي مجموعه مراد است ، چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست ، گر راه زن تو باشي صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شيد و زرق بازآي
،
باشد که گوي عيشي در اين جهان توان زد
تعبیر:
کبر و غرور و ریا را از خود دور کن. به آرزوهایت خواهی رسید زیرا قدرت و توانایی لازم را داری. فقط باید همت و اراده داشته باشی. در بند مادیات نباش زیرا دائمی و همیشگی نیستند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 478
نوش کن جام شراب يک مني ، تا بدان بيخ غم از دل برکني دل گشاده دار چون جام شراب ، سر گرفته چند چون خم دني چون ز جام بيخودي رطلي کشي ، کم زني از خويشتن لاف مني سنگسان شو در قدم ني همچو آب ، جمله رنگ آميزي و تردامني دل به مي دربند تا مردانه وار ، گردن سالوس و تقوا بشکني
خيز و جهدي کن چو حافظ تا مگر
،
خويشتن در پاي معشوق افکني
تعبیر:
چرا بیهوده غم روزگار را می خوری؟ زندگی در گذر است و شادی ها و غم های آن نیز می گذرد و پایدار و باقی نخواهد ماند. انسان عاقل کسی است که از ریاکاران و دروغگویان بپرهیزد تا زندگی آرام و بی دردسری داشته باشد. غرور و تکبر را از خود دور کن و با خانواده ی خود، زندگی خوبی را بگذران.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 287
اي همه شکل تو مطبوع و همه جاي تو خوش ، دلم از عشوه شيرين شکرخاي تو خوش همچو گلبرگ طري هست وجود تو لطيف ، همچو سرو چمن خلد سراپاي تو خوش شيوه و ناز تو شيرين خط و خال تو مليح ، چشم و ابروي تو زيبا قد و بالاي تو خوش هم گلستان خيالم ز تو پرنقش و نگار ، هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش در ره عشق که از سيل بلا نيست گذار ، کرده ام خاطر خود را به تمناي تو خوش شکر چشم تو چه گويم که بدان بيماري ، مي کند درد مرا از رخ زيباي تو خوش
در بيابان طلب گر چه ز هر سو خطريست
،
مي رود حافظ بي دل به تولاي تو خوش
تعبیر:
راه پر خطر عشق را طی کردن کار هر کس نیست. مردی با اراده و قوی می خواهد تا از سختی های راه نهراسد. برای رسیدن به مقصود باید تلاش کرده و مأیوس نشوی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 225
ساقي حديث سرو و گل و لاله مي رود ، وين بحث با ثلاثه غساله مي رود مي ده که نوعروس چمن حد حسن يافت ، کار اين زمان ز صنعت دلاله مي رود شکرشکن شوند همه طوطيان هند ، زين قند پارسي که به بنگاله مي رود طي مکان ببين و زمان در سلوک شعر ، کاين طفل يک شبه ره يک ساله مي رود آن چشم جادوانه عابدفريب بين ، کش کاروان سحر ز دنباله مي رود از ره مرو به عشوه دنيا که اين عجوز ، مکاره مي نشيند و محتاله مي رود باد بهار مي وزد از گلستان شاه ، و از ژاله باده در قدح لاله مي رود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين
،
غافل مشو که کار تو از ناله مي رود
تعبیر:
بخت و اقبال مساعد به تو روی آورده است. از موقعیت ها به بهترین نحو استفاده کن. مغرور نباش زیرا ممکن است عقل و اندیشه ی تو را از بین ببرد و گمراه شوی. غفلت نکن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 232
بر سر آنم که گر ز دست برآيد ، دست به کاري زنم که غصه سر آيد خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد ، ديو چو بيرون رود فرشته درآيد صحبت حکام ظلمت شب يلداست ، نور ز خورشيد جوي بو که برآيد بر در ارباب بي مروت دنيا ، چند نشيني که خواجه کي به درآيد ترک گدايي مکن که گنج بيابي ، از نظر ره روي که در گذر آيد صالح و طالح متاع خويش نمودند ، تا که قبول افتد و که در نظر آيد بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر ، باغ شود سبز و شاخ گل به بر آيد
غفلت حافظ در اين سراچه عجب نيست
،
هر که به ميخانه رفت بي خبر آيد
تعبیر:
دل به لذت زودگذر دنیوی نبند. بلندپرواز نباش. اراده ای قوی می تواند تو را به آرزوهایت برساند. به خداوند توکل کن و از او مدد بجوی تا آرامش خاطر داشته باشی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 52
روزگاريست که سوداي بتان دين من است ، غم اين کار نشاط دل غمگين من است ديدن روي تو را ديده جان بين بايد ، وين کجا مرتبه چشم جهان بين من است يار من باش که زيب فلک و زينت دهر ، از مه روي تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد ، خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزاني دار ، کاين کرامت سبب حشمت و تمکين من است واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش ، زان که منزلگه سلطان دل مسکين من است يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست ، که مغيلان طريقش گل و نسرين من است
حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان
،
که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است
تعبیر:
آرزوهای بسیاری در سر داری. تا فرصت داری موقعیت را غنیمت بدان. ثابت قدم باش تا به مقصود برسی. سختی و مشکلاتی در سر راه خود می بینی که با صبر و توکل از سر راه تو برداشته خواهند شد.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 89
يا رب سببي ساز که يارم به سلامت ، بازآيد و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن يار سفرکرده بياريد ، تا چشم جهان بين کنمش جاي اقامت فرياد که از شش جهتم راه ببستند ، آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت امروز که در دست توام مرحمتي کن ، فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت اي آن که به تقرير و بيان دم زني از عشق ، ما با تو نداريم سخن خير و سلامت درويش مکن ناله ز شمشير احبا ، کاين طايفه از کشته ستانند غرامت در خرقه زن آتش که خم ابروي ساقي ، بر مي شکند گوشه محراب امامت حاشا که من از جور و جفاي تو بنالم ، بيداد لطيفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
،
پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت
تعبیر:
از گرفتاری هایی که به تو روی آورده نگران و مأیوس نباش. سعی کن تا خود را از چنگ گرفتاریها برهانی. با دست روی دست گذاشتن به هیچ جا نمی رسی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 252
گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر ، بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با ديده گريان بروم ، تا زنم آب در ميکده يک بار دگر معرفت نيست در اين قوم خدا را سببي ، تا برم گوهر خود را به خريدار دگر يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت ، حاش لله که روم من ز پي يار دگر گر مساعد شودم دايره چرخ کبود ، هم به دست آورمش باز به پرگار دگر عافيت مي طلبد خاطرم ار بگذارند ، غمزه شوخش و آن طره ي طرار دگر راز سربسته ما بين که به دستان گفتند ، هر زمان با دف و ني بر سر بازار دگر هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت ، کندم قصد دل ريش به آزار دگر
بازگويم نه در اين واقعه حافظ تنهاست
،
غرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر
تعبیر:
از زحمتی که تحمل کرده ای و تو را به نتیجه نرسانده است نا امید شده ای. غم و اندوه حاصلی ندارد و راههای دیگر را امتحان کن. اراده داشته باش و نا امیدی را رها کن. با هر کسی راز خود را در میان نگذار.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 254
ديگر ز شاخ سرو سهي بلبل صبور ، گلبانگ زد که چشم بد از روي گل به دور اي گلبشکر آن که تويي پادشاه حسن ، با بلبلان بي دل شيدا مکن غرور از دست غيبت تو شکايت نمي کنم ، تا نيست غيبتي نبود لذت حضور گر ديگران به عيش و طرب خرمند و شاد ، ما را غم نگار بود مايه سرور زاهد اگر به حور و قصور است اميدوار ، ما را شرابخانه قصور است و يار حور مي خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسي ، گويد تو را که باده مخور گو هوالغفور
حافظ شکايت از غم هجران چه مي کني
،
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
تعبیر:
از بخت خود شکوه و شکایت نکن و به آنچه که داری قانع باش و در طلب چیزی که دور از دسترس تو است و مشکل به دست می آید خود را به خطر نینداز. هر چیز با صبر و حوصله بدست می آید.
فال حافظ روزانه یکشنبه 15 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 247
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار ، وز او به عاشق بي دل خبر دريغ مدار به شکر آن که شکفتي به کام بخت اي گل ، نسيم وصل ز مرغ سحر دريغ مدار حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودي ، کنون که ماه تمامي نظر دريغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است ، ز اهل معرفت اين مختصر دريغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشينت ، سخن بگوي و ز طوطي شکر دريغ مدار مکارم تو به آفاق مي برد شاعر ، از او وظيفه و زاد سفر دريغ مدار چو ذکر خير طلب مي کني سخن اين است ، که در بهاي سخن سيم و زر دريغ مدار
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
،
تو آب ديده از اين رهگذر دريغ مدار
تعبیر:
دنیا را سخت نگیر. همه ی کارها، راحت و آسان رو به راه می شود اما سعی و کوشش هم لازم است. بهتر است امیدوار باشی و با اراده ای محکم به راه خود ادامه دهی.